زنان دراسارت فرقه رجوی
کلیه متن های این دفترراتقدیم می کنم به مرجان اکبری دخترجوانی که درچنگال گشا تاپوی فرقه رجوی جان باخت
ازظهورسازمان مجاهدین خلق تا فروپاشی فرقه رجوی ( 58- 85) درگفتارپیش نوشتیم ازسال58 سازمان مجاهدین خلق دره تازه ای از فعالیت های خودرا آغاز کرد ومسعود رجوی این ملای شیادبی عمامه که حرافی ها وفریب کاری های یک آخوند رادارابود خیلی زود توانست کادررهبری را ازهم پاشیده وخودرابعنوان رهبربرتشکیلات تازه تحمیل نماید….. دراین دوره سازمان تبلیغات وسیعی را آغاز کرد تا بتواند در دانشگاه ها و مراکزآموزشی ومدارس وکارخانجات وارتش وادرارات برای اهداف خود پایگاه های پشتیبانی بوجود آورد….. مسعودرجوی بعنوان درتمامی سخنرانی های خود موضع روشنی نسبت به خمینی ابراز نمی کرد اگرچه او بارها جمهوری اسلامی را مورد پشتیبانی قرارمی داد…… پس ازپیمان شکنی خمینی مبنی برایجاد مجلس موسسان وجایگزینی مجلس خبرگان!! گرچه سازمان درابتدا به این امراعتراض نمود ولیکن باانتشارلیست کاندیدا های خود این امررامورد تائید قرار داد… درلیست سازمان افرادی چون محمودطالقانی- منوچهرهزارخانی- مسعودرجوی وعلی اضغرحاج سرجوادی قرارداشتند. ازاین افراد تنها دآقای طالقانی که کاندید تمامی لیستهای مختلف بود توانست وارد مجلس خبرگان خمینی شود وآقای سیدجوادی نیز درمیان رزروها قرارگرفت…… دراین جا نقلی کنم ازخاطرات دکترسحابی……. :: خمینی با شرکت آقای طالقانی درشورای انقلاب مخالفت کرد واین شورا بدون شرکت ایشان بوسیله آقایان- مطهری – بهشتی – رفسنچانی – اردبیلی- صباغیان- سحابی وتنی چند برگزارشد دراولین جلسه من پیشنهاد کردم یکی ازرهبران مجاهدین را هم دعوت کنیم واین مورد قبول واقع نشد وآقای بهشتی گفت: خودشما نماینده آنها باش……. وهم چنین پیشنهادی مبنی براینکه مسعودرجوی به عنوان شهردارتهران برگزیده گردد نیز موردموافقت قرارنگرفت…… بهرروی سازمان مجاهدین به تلاش های خودادامه می داد و خمینی نیز به آنها بادیده شک وتردید نگاه میکرد مسعودرجوی دریکی آزسخنرانیهای خود گفت:: اگرامام اجازه فرمایند ما و طرفدارانمان خدمش ایشان برسیم وخمینی هم غیرمستقیم چنین جواب داده بود:: اول سلاح هایتان راتحویل بدهید تا من شمارا ببینم. اگرچه بعدها دردرگیری مجاهدین بارژیم معلوم شد این سازمان تنها تعداد محدودی اسلحه سبک بیشتردراختیارنداشت ولیکن حاظرنشد آنها راتخویل دهد ولذا این موضوع اختلاف هم چنان بین خمینی ورجوی باقی ماند …… درمتن آتی به چگونگی نزدیکی مجاهدین و بنی صدر( رئیس جمهور) خواهم پرداخت.. ازسازما ن شیعی- استالینیستی- تروریستی مجاهدین خلق.. تا فرقه ازهم پاشیده نابودشده رجوی.. بخش اول گفتار نخست……… درمتن پیش نوشتم که سازمان مجاهدین عملا درسال 53 ازهم پاشید وتا اواخرسال 57 وجود خارجی نداشت البته برخی از اعضای باقی مانده ومنشعب تشکیلات تازه ای را تحت نام سازمان پیکاردرراه آزادی طبقه گارگر بنیان نهادند وگروهی هم ارسرگروه های کادرها با نوشتن توبه نامه وتقاضای عفو از شاه به زندان محکوم شدند درهمان زمانها آقای محمود طالقانی (عضوجبهه ملی ایران) درزندان بود وباقی مانده های مجاهدین سعی کردند تا به ایشان نزدیک شده ونامبرده رابسوی خود جلب نمایند……….! زنده یاد طالقانی تا زمانی که زنده بود هرگزحاظر به نزدیکی و پیوستن به مجاهدین نگردید اگرچه مجاهدین درسازماندهی جدید خود تلاش بی سرانجامی را دنبال کردند تا ایشان رابفریبند! آنها درراستای فریب افکارعمومی ایشان راپدرطالقانی می نامیدند!........ وشعاررهبرخمینی رئیس جمهورطالقانی آنهادرتاریخ ثبت شده است. مسعودرجوی که معتقدبود بیشترازیک آیت الله!! از اسلام می داند وخصوصیات یک ملای حراف وبیهوده گوی را نیز داشت خیلی زود توانست دیگرافراد باقی مانده را بفریبد و خود رابعنوان وارث بدیع زادگان ها معرفی نماید ازابتدای سال 58 سازمان مجاهدین دوباره شروع به فعالیت نمود درابتدا آنهاکتابهای آموزشی قبلی خودرا کنار گذاشته وانکارنمودند وبا انتشارکتابی جداشدگان مارکسیست را اپورچونیسم لقب دادند.!!! بنا برخاطرات مهندس عزت سحابی وقتی قرارشد شورای انقلاب توسط خمینی درایران تشکیل شود ایشان با عضویت آقای طالقانی در شورا ی انقلاب ابتدا مخالفت کرد ودلیل خمینی براین مخالفت گزارش های نادرستی بود که مبنی برپیوستن آقای طالقانی به مجاهدین سرچشمه میگرفت!……….. خمینی اصولا مجاهدین را مارکسیست های متظاهربه اسلام و شیعه گری می دانست ووقتی برخی به اوگفتند که آنها مسلمانند!! قرارشد دوتن ازرهبران اصلی سازمان ( مسعود رجوی وعباس یاوری) به قم نزد ایشان بروند و امتحان نماز وحمد وسوره بدهند واین کار انجام شد (الیته درحضور احمد خمینی) ولی خمینی بازهم قبول نمی کرد ولذا قرارشد آنها کتاب های اولیه خودرا که منبع تدریس آنها بود به قم بفرستند تا خمینی مطالعه نماید این کتاب ها که مجاهدین از آنها بعدا فرارکرده وازدسترس خارج نمودند عبارت بودند از: اقتصاد به زبان ساد-راه انبیا راه بشر- شناخت وتکامل که زیزنبا وفشرده این کتابها تلقیق ناهم خوانی از اسلام و مارکسیسم بود.
Design By : Night Skin


