زنان دراسارت فرقه رجوی
کلیه متن های این دفترراتقدیم می کنم به مرجان اکبری دخترجوانی که درچنگال گشا تاپوی فرقه رجوی جان باخت
ا ز فا ز نظامی درایران تا فا ز خود کشی درپاریس. آسیب شناسی سازمان مجاهدین ( فرقه رجوی).. بخش یکم – گفتار سوم............ الف. مینو سپهر درگفتار پیش اشاره کردیم که اکثریت کادر رهبری سازمان بین سالهای 51 تا 54 دستگیر شده ودرزندان بسر می بردند لذا تا سال 58 این سازمان علنا زمین گیر وغیرفعال بود.. پس ازبازشدن درب زندانها درسال 57 کادرهای بالای سازمان آزادی خود راباز یافتند ولی بحث های درون زندان باعث گردید که درکادر رهبری این سازمان انشعاب بوجود آید..... گروهی به رهبری مهندس لطف اله میثمی چنبش ملی مجاهدین را بوجود دآوردند وگروه دیگری به رهبری بهزاد نبوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را بنیان نهادند و جناح چپ سازمان نیز سازمان پیکار درراه آزادی طبقه کارگر را تاسیس نمودند و در آخر اینکه تعدادی ازرها شده گان سازمان نیز جذب کمیته ها و سپاه و تشکیلات امنیتی رزیم گردیدند که عبارت بودند ازعزت شاهی ومحمدکچویی. ومسعود رجوی وموسی خیابانی وعباس داوری ومهدی تقوایی ومهدی ابریشمچی نیز تلاش کردند تا تشکیلات تازه را همچنان دنباله سازمان مجاهدین خلق معرفی نمایند اگرچه دراین فراگرد مسعود رجوی توانسته بود بر سایراعضا تسلط فکری – عقیدتی خود را بعنوان رهبرتحمیل نماید.......... بهرروی مسعود رجوی ازهمان ابتدا با رزیم برآمده ازرخداد های 57 برخوردی دوگانه داشت ایشان اگرچه بارها درسخنرانیهای خود آقای خمینی را رهبر-پدربزرگوار- زعیم عالیقدر- ورهبرکبیر انقلاب- دوران سازتاریخ- می خواند در همان حال به جمع آوری اسلحه - ذخیره سازی وسازماندهی نظامی نیروهای خود برای رودررویی با رزیم درآینده تلاش می کرد.... بخشی از اطلاعیه سازمان مجاهدین درفروردین ماه 58 که پس از دستگیری فرزندان آقای طالقانی صادرشد توجه کنیم. ما (سازمان مجاهدین خلق) اعلام می داریم ازهمین امروز یکشنبه 26 فروردین 1358 نیروها وافراد نظامی خوددرسراسرکشور وهمچنین تجارب نظامی- انقلابی چهارده ساله سازمان رابدون هیچ چشم داشت تحت فرماندهی نظارت عالیه شخص آیت الله طالقانی قرار می دهیم- این حکم برای تمامی نیروها درسراسرکشورقابل اجراست. سازمان مجاهدین خلق ایران. کیهان دوشنبه 27 فروردین 58 . رجوی ازهمان ابتدای پایه ریزی سازمان درسال58 سعی می کرد پشتیبانی کامل آقای طالقانی را بدست آورده و ایشان را بعنوان یکی از اعضای مجاهدین به شمار آورد ولی آقای طالقانی بسیار هشیار بود وباحفظ فاصله به نوعی ازآنها حمایت می نمود چراکه ایشان خوب می دانست که رجوی سعی دارد پس از قطعیت یافتن نزدیکی ایشان به سازمان دربرابر آقای خمینی ایستادگی وتا مرحله رودررویی پیش برود. ازسویی دیگر مسعود رجوی بارها برای آقای خمینی نامه وپیام فرستاد تا ایشان اورا به حضور بپذیرد و لی چون پیامهای خصوصی موثرنیافتاد رجوی دریکی ازسخنرانی هایش چنین گفت:: ما از آیت الله خمینی رهبر کبیرانقلاب درخواست می کنیم به ما وهوادارانما ن اجازه دهند به خدمت ایشان برسیم...... وآقای خمینی درپاسخ به این درخواست برای رجوی پیام فرستاد که::: شما اول تمامی اسلحه هایی که دراختیار دارید راتحویل دهید تا منهم شمارا ملا قات کنم.. ولی رجوی به این خواسته آقای خمینی پاسخ نداد زیرا چون اسلحه ومهمات قابل ارزشی دراختیار نداشت می خواست تا ایشان را همیشه در حول وهراسی از مسلح بودن سازمان نگاهدارد....... بهرروی با عدم موفقیت رجوی در رسیدن به حداقلی ازقدرت روز بروز بر کینه های انباشته او ازرزیم افزوده می گردید و لذا مسعود رجوی شکست خورده درراه رسیدن به قدرت سرانجام دریک سخنرانی دردانشگاه تهران برای رزیم اسلامی چنین خط ونشان کشید>>>> وای به روزی که مشت رابامشت و گلوله رابا گلوله پاسخ دهیم. درحقیقت مسعود رجوی که کشش مردم به سوی خود باشکست کامل مواجه شده بود منتظر یک فرصت بود تا به نوعی بارزیم اسلامی وارد درگیری گردد........ مرگ تاسف بار آقای طالقانی درشهریور58 آخرین امید های مجاهدین را نیز بربادداد وپس از آن مسعود رجوی که موفق به کاندیتاتوری برای رئیس جمهوری نشده بود به ازطرفدارانش خواست که به آقای بنی صدررای دهند. واین مقدمه نزدیکی رجوی به آقای بنی صدربودواین نزدیکی در چهادردهم اسفند پنجاه وهشت دردانشگاه تهران درسخنرانی آقای بنی صدر دربزرگداشت آقای دکترمصدق به اوج خود رسید بگونه ای که در آنروز آقای بنی صدر انتظانات دانشگاه تهران را برای سخن رانی خود به ملیشیای مجاهدین ( هواداران جوان) واگزار نمود.... دربخش آتی به چگونگی نزدیکی مسعود رجوی به آقای بنی صدرو تبدیل فاز سیاسی به فاز نظامی درتحلیل های سازمان مجاهدین خواهم پرداخت. ازفا ز نظامی درایران تا فا ز خودکشی درپاریس...........! آسیب شناسی سازمان مجاهدین خلق ( فرقه رجوی)......... بخش یکم ....... گفتار دوم.... الف مینو سپهر دربخش یش اشاره کردیم که درسال 1358 مسعود رجوی تشکیلاتی رابنیان نهاد که تنها درنام وآرم به سازمان مجاهدین قبلی که ازهم پاشیده شده بود شباهت داشت..... اگرنگاهی موشکافانه به نشریات آن زمان بیاندازیم همه جا سخن ازرهبرسازما ن یعنی مسعود رجوی به میان آمده است وما درکنارایشان افرادی چون مهدی تقوایی وموسی خیابانی ومهدی ابریشمچی رانیز می بینیم که درسایه قراردارند. اصولا مسعودرجوی یک شخصیت کاریزماتیک وقدرت طلب است که دوست دارد دیگران اورا رهبر بنامند!! اختلاف مسعود رجوی باخمینی یک اختلاف کاملا شخصی بود زیرا خمینی هرگز اورا بعنوان یک مسلمان باورنکرد و حتی بعدازاینکه او وعباس داوری به قم رفتند تا نزد رهبر حمد وسوره و نماز بخوانند تاشاید ایشان باورکند......! مسعودرجوی وشهوت رسیدن به قدرت......... وقتی خمینی عهد شکنی کرد وبجای مجلس موسسان مجلس خبرگان رامطرح نمود سازمان فورا باآن مخالفت کرد ولی وقتی مسئله جدی شد برای این مجلس کاندیدای انقلابی معرفی نمود که عبارت بودند از زنده یادطالقانی- خود ا هزارخانی و آفای حاج سید جوادی که از این تعداد تنها آقای طالقانی که نامش درتمامی لیست ها بود راهی این مجلس شد واولین ناکاهی مسعود رجوی درراه رسیدن به قدرت ثبت گردید.. وبه همین همین شکست سازمان شرکت دررفراندوم قانون اساسی را تحریم نمود. در زمان انتخابات رئیس جمهوری هم مسعود رجوی نام خودرابه عنوان کاندیدا به ثبت رساند و سازمان تبلیغات وسیعی رادراین مورد درسراسرایران آغاز نمود........ درآستانه انتخابات خمینی نام دونفرازکاندیداها راحذف کرد یکی کاندیدای حزب جمهوری اسلامی ( جلال الدین فارسی) به علت ایرانی العصل نبودن ودیگر نام مسعود رجوی به علت تحریم همه پرسی قانون اساسی ( که الیته این عمل خمینی به هیچ وجه قانونی وعاقلانه نبود)....... ورجوی که در دومین آزمایش خود برای رسیدن به قدرت ناکام مانده بود دستور داد هوادارانش به آقای بنی صدررای بدهند.......... واین اولین علم واشاره سازمان برای نزدیکی به آقای بنی صدر بود....... درانتخابات اولین دوره مجلس نیز سازمان باتمامی قوا وارد عرصه رقابت شد ومسعود رجوی خود بعنوان کاندیدای تهران ثبت نام نمود ولی علیرغم پشتیبانی چند حزب و سازمان وگروه ازایشان رجوی نتوانست دردوراول به مجلس راه یابد چراکه تنها حدود پانصد هزاررای بدست آورد وبه دور دوم رفت....... مسعود تشنه قدرت درهمین زمان بعنوان رهبرسازمان دریک سخنرانی گفت:::: حتی بدست آوردن یک کرسی درمجلس برای ما بسیار حائز اهمیت است. ولی متاسفانه کشتی آرزوهای او باز هم به گل نشست و دردور دوم اوفقط توانست سیصد هزاررای بدست آورد ولذا سومین خیز اوبه سوی قدرت نیز باناکامی کامل روبرو گردید....... این شکسته های پی درپی نشان از آن داشت که مسعود رجوی برخلاف ادعا هایش نه تنها درمیان توده مردم بلکه حتی دربین فعالان سیاسی واحزاب نیز پایگاه مطمئنی ندارد....... واین شکستها برای او تماما به عقده های تلنیار شده تبدیل گردید....... واین عقده های جمع شده بعدها در اعلام فاز نظامی جهت درگیری بی نتیجه بارژیم وفرارخفت باراوازصحنه منجرشد که درگفتارهای آتی بدان خواهم پرداخت.
Design By : Night Skin


