زنان دراسارت فرقه رجوی
کلیه متن های این دفترراتقدیم می کنم به مرجان اکبری دخترجوانی که درچنگال گشا تاپوی فرقه رجوی جان باخت
انقلاب ایدئو لوژیک! ویا پروژه حرمسرا سازی برای سرکرده فرقه رجوی؟ الف .مینو سپهر درمورد جنایات وخیانت های سرکرده فراری فرقه رجوی بسیار گفته شده است آنچه تاکنون نیمه پنهان ومخفی مانده زن بارگی وزن ستیزی این شیاد مذهبی تحت نام انقلاب ایدئولوژیک ! می باشد _ حقایق اظهارشده توسط خانم بتول سلطانی درگفتگو با بنیاد سحر نشان می دهد که چگونه مسعود رجوی با کمک ملیجک خود مریم زنان عضو شورای رهبری را تحت ضدانسانی ترین سو استفاده ها وبهره کشی های جنسی _ فیزیکی _ احساسی قرارداده است خانم بتول سلطانی می گوید*: انقلاب ایدئو لوژیک ( جدایی خانوده ها) درمورد زنان ومردان تفاوت داشت درمورد بند ب این انقلاب رجوی به مردانی که همسرخودرا به دستور او طلاق گفته بودند می گفت : شمامردها گوهر بی بدیلی هستید که حاظرید برای پیوند با رهبری وآرمانهای او همه چیز حتی همسرخودرا تقدیم کنید! مریم عضدانلو قاجار ـ سوگلی و میرزابنویس حرمسرای سرکرده فرقه رجوی ـ این زن فریب خورده درپیاده کردن طرح طلاق زنان و به عقد سرکرده فرقه درآوردن زنان عضوشورای رهبری نقش به سزایی داشته است. ایشان درمورد اجرای بند ب برای زنان چنین می گفت : مریم عضدانلو قاجار درجلسه توجیهی زنان عضو شورای رهبری جدایی زنان و عقد آنان توسط مسعود را چنین توجیه می نمود : تصور نکنید شما زنان رها شده ومطلقه هستید بلکه از این پس ( پس از طلاق ازهمسر ) درعقد مسعود وجملگی زن مسعود ومحرم اوبشمارمی روید! مریم عضدانلو قاجارخودشخصا مجری و صحنه گردان این نمایش مسخره وزن ستیزانه بود او بامنت گذاشتن برسراین زنان مطلقه جهت کسب افتخارهمسری مسعود چنین می گفت : می خواهیم کلیه مسائل وتظاد های شماراحل کنیم! چون ذهن شما هنوز درگیر مسائل عاطفی ومحذوریت ها ی شرعی _ سنتی است وتداوم چنین وضعی باعث بروز مشکل خواهد گردید _ او همچنین تاکید می کرد : چون شما به عقد مسعود درآئید ذهن شما برروی هر مرد دیگری بسته خواهد شد واین بنفع شماست چون شما بایستی همه گونه دررهبری ذوب شوید! خانم سلطانی مراسم عقد زنان شورای رهبری با مسعود را چنین شرح داده است مراسم عقد رسمی درمورد زنان عضو شورای رهبری سری به سری انجام می گردید ودرهردوره تعدادی از زنانی که به عضویت شورای رهبری درمی آمده بودند طی مراسمی به عقد مسعود درمی آمدند . فهیمه اروانی ـ یکی از زنانی که سرکرده فرقه او را به عقد خوددرآورد ـ غم ونگرانی ودرد را درچشمان بی فروغ ونگران این زن هستی باخته وفریب خورده می توان دید. خانم سلطانی همچنین درمورد چگونگی اجرای این مراسم می گوید :مجری مراسم مریم بود ومسعود رجوی باکلی اداوناز وارد صحنه می شد و پس از مقداری صحبت آنتراکت می داد وبعد همه زنان می رفتند ووضو می گرفتند ومسعود برای یکی یکی زنان خطبه عقد می خواند وآنها هم بله می گفتند! از آن پس درجلسات هیچ گونه پرده ای بین مسعود وزنانش وجود نداشت وآنها موظف به رعایت حجاب نیز نبودند >>> پایان نقل قول. عذرا علوی طالقانی زن سابق محمد محدثین که از همسرش جدا شد وجزو زنان سرکرده زنباره فرقه رجوی درآمد ـ بنا برآنچه از لابلای گفته های خانم سلطانی می توان استخراج نمود این حقیقت است که مسعود رجوی ازبین زنان جداشده ازهمسر وزنان مجرد افرادی را ازنظرشکل ورفتار ومیزان علاقمندی وسرسپردگی بخود انتخاب می نمود و درراستای اجرای پروژه حرمسرا سازی این افراد را ابتدا به عضویت شورای رهبری درمی آورد وسپس طی مراسمی با حضور مریم آنها را بعقد خود درآورده وبه حرمسرای شخصی خود می برد _ درواقع مریم نقش دلال محبت و تعین کننده نوبت خوابی این زنان هستی باخته را اجرا می کرد مسعود بسیارخوش اشتها بود وزنان را که بهره بیشتری از زیبایی داشتند زودتر از دیگران به عضویت شورای ( مسیر حرمسرا) انتخاب می کرد که اززیبایی بهره مند بود فهیمه اروانی جزو اولین کسانی بودند که شورای رهبری راه یافت ! بعدها دربین زنان اعتراض هایی دراین مورد بوجود آمد و مسعود هم برای رفع این کنش ها یکی اززنان اسیر را که بهره چندانی از زیبایی نداشت ( عذراعلوی طالقانی) راهم به عضویت شورا درآورد! . مژگان پارسایی ـ یکی دیگراززنانی است که درزمره زنان سرکرده فرقه رجوی قرارگرفته است وبهمین دلیل به مسئولیت اسارتگاه اشرف رسیده است. بهرروی این اعترافات تلخ و تکاندهنده نشان می دهد که مسعود شیاد درطول این سالها دراردوگاه ناشناس وبسته ومحدود اشرف چگونه ده ها زن ساده دل و فریب خورده ونا آگاه را باکمک مریم تحت نام انقلاب ایدئولوژیک به همسری اجباری خود درآورده ودرحرمسرای شخصی خود مورد بهره برداری جنسی _ احساسی قرارداده است . نتیجه : هرچه بیشترازرخدادهای سالها اسارت این زنان دراردوگاه اشرف آگاه می شویم بیشتر به دجالیت وجنایت این سرکرده گروه تروریستی پی می بریم واین طبعا مارا بدانجا رهنمون می کند که چرا تعداد قابل توجهی از زنان اسیر از جداشدن از این مناسبات دوران بردگی هراس دارند؟ براستی تعداد این زنان مورد تجاوز قرارگرفته چند نفرهستند؟ سرکرده فرقه رجوی وملیجک او مریم برای اینهمه اتهام سنگین چه گونه می توانند از خود دفاع نمایند؟ پاسخ این سئول ها وده ها سئوال دیگر برای همیشه ناگفته نخواهد ماند ودر آینده نزدیک که این زنان از چنگ تشکیلات فرقه رها شده وپای به جهان آزاد گذاشتند بی شک همانند خانم بتول سلطانی حکایت های درد آور وتلخی برای گفتن خواهند داشت *= برای خواندن خاطرات خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری فرقه رجوی نگاه کنید به سایت بنیاد خانوادگی سحر به آدرس زیر: گمان مبر که به پایان رسید دور مغان __ هزار باده ناخورده دررگ تاک است. الف . مینو سپهر کنکاشگر وتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/05/21 انشا_ مریم ومسعود راتعریف کنید..... ( بخش یکم مسعود ) ... الف .مینوسپهر تعریف مسعود خائن فراری کارسختی نیست چون تمام واژه هایی که می توانند شخصیت یک کانگستر وآدمکش وسارق را بما نشان دهند به راحتی وصمیمیت درکنارنام او قرارمی گیرند_ برای معرفی واقعی او این همه واژه زشت هم کافی نیستتد_ چون خیانت ودنائت وپستی ورذالت وحقارت این فرد آنقدرگسترده است که واژه ها نیزتاب چندانی نمی آورند ودرزیربار اینهمه فشارسنگین خفت وخواری متلاشی می گردند. درنوشته زیر سعی کردم فقط گوشه ای از خصلت ها وباورهای مالیخولیایی این شیادمذهبی را با استفاده ازنوعی وزن وقایه برشته تحریر درآورم _ این نوشته را تقدیم می کنم به همه کسانی که با شهامت ودرایت وشجاعت توانستند از دام شیادی ها وتشکیلات او بگریزند _ خمیرمایه وزیربنای این نوشته برپایه خاطرات واطلاعات افراد جداشده از این گروه منفور تروریستی استوار گردیده و سپاسگزاری از این افراد زیبنده این نوشتاراست. مسعود را تعریف کنید .... مسعود _ آنکه ظاهرا بود _ گرچه هیچگاه نبود ـ گرچه دربود ونبودش ـ فرق چندانی نبود آن گرگ پیر بی داندان ___ آن همیشه درحال تب وهذیان ـ آن آلوده به دردی بی درمان آن رهبرنوین انقلاب! _____ آن گم شده درراه سراب ـ آن پنهان شده درچاه فاضل آب ـ آن مجسمه پلشتی و شقاوت ___ آن سرتا پاآلوده به کثافت ـ آن نموداربی بدیل بلاهت آن همیشه درحال دوان______ آن بند کوتاه کش تنبان ــــ آن سرکرده کوران وشلان وکران آن رهبر خالص الخاص! ____ـ آن ازشعور خالی و آس وپاس ــــ آن لاستیک پنچر زا پاس ــــ آن نشسته برقله تکامل! __ـ آن همیشه درحال سهبل ____آن غرقه درنادانی وحماقت وتجاهل آن گوینده حدیث وتاویل __ـ آن باد کننده فیل ___ آن مزدور موساد و اسرائیل ـ آن فرمانده جدایی وطلاق ___ آن آب راکدگندیده درمرداب ـ آن پشگل ماچه الاغ آن فرمانده حمله فروغ !___ آن چکیده رذالت ودناتت ودروغ ـ آن بی بهره ازشعوروعقل ونبوغ آن همیشه سرنگونی خواه ____آن دزد وگردن بند راه ـ آن طلب عفونموده زشاه ـ آن پهن طویله بدبو ___ آن پهلوان پنبه ریقو ــــ آن گراز زشت وپشمالو آن یاوه گوی پررو وپرحرف ___ آن زندان بان قلعه اشرف ــــ ـ آن فاقد ناموس وشرف آن مخترع وطراح هژمونی ____ آن فرارکرده درپیت وگونی ـ آن مظهرخواری وزبونی آن مرد مبارزه وجنگ!____ آن آلوده به منقل وبنگ ـ آن بافنده داستانهای جفنگ آن دروغ زن ودروغ باف ___ آن بی کاره علاف ـــــ آن سراپا لاف وگزاف آن همیشه ششلول بند ___ آن عاشق دلخسته تیروتفنگ ــ آن پفیوزخلاف کار الدنگ آن زن ستیز و زنباز ____ آن جانی بدخو وبد آوازــــ آن هیشه درحال تغییرفاز آن گراز بی نفس ___ آن الاغ طبس ـــ آن سازنده قفس آن اونیفورم پوش___ آن یابوی چموش ــــ آن بی بهره از دانش وهوش آن سپهدار بی سپه ـــــ آن کله طاس بی کله ـــــ آن دیوانه وکودن وابله آن سئوال بی پاسخ ومبهم ___ آن شبیخون زده به مریم ـــ آن همیشه درحال فرار و رم آن دجال اغواگرسفیه _ آن شیاد نادرست وقیح __ آن بزک کرده ولی فقیه ـــ آن صاحب مقام ورتبه وجاه !_ ـ آن وامانده همچون الاغ درراه __ آن آفتابه دارسابق مسجدشاه آن سرکوبگر همیشه زنان __ـ آن زن باز زن دزدبی وجدان __ آن خارج کننده رحم وزهدان آن سازنده نشست های جاری _آن چرخ پنجم گاری __ آن خائن بزدل فراری آن دلداده به حمله وجنگ _ـ آن دیوانه وخل ومشنگ __ آن مایه شرمساری وننگ آن دشمن قسم خورده ایران __ آن تروریست تواب وپشیمان ـ آن بجامانده از تبارانیران آن سازنده تناقص وتظاد _ـ آن تبهکار وجانی ویرهاد __ آن فریب گر وفریبکاروشیاد آن سرکرده بی نظیر وبی همتا! __ـ آن مانده از دوران مامون ها بجا__ آن کفش لنگه به لنگه وتابه تا آن کوتوله زشتخوی چرکین ___ آن پرروترازسنگ پای قزوین ـ آن روضه خوان دغلکارمسکین آن تبهکتار همیشه فراری ـــــــــ آن قاطرجامانده زگاری ـ آن مبشرگریه ودعا وزاری آن سیرکرده به آسمان ! _ـ آن ناقص المغز گوزمان __آن نیازمند به هین وچوش وپالان ـ آن گوینده اگر وشاید وایکاش _ـ آن عاشق لابه وزاری والتماس__ آن بیزارازروشنی چون خفاش آن نقطه اوج دریوزگی ___ آن مبتکرغسل هفتگی ــــ آن غرقه درزنبارگی آن اولین کاشف مهرتابان ! ___ آن دیوانه زنجیرگسسته پریشان ـ آن ازدرس ومدرسه وعلم گریزان آن سرگشته دائم درتوهم وخیال _ آن کروکوروتهی مغزبی مثال__آن بی ارزش ترازمدفوع چاه موال ـ آن افسانه سرای دروغباف صداقت وفدا! ___ آن آلوده سرتاپا به نیرنگ وریا ـ آن نیاز من به درمان وشفا آن ایدئولوگ آزادی انسان! ___ آن سازنده شکنجه گاه وزندان ـآن جلاد وشکنجه گر اسیران آن مبشرپیام ونوید! ____ آن عاشق گورستان وشهید ـ آنکه پرده شرم ووقاحت درید آن صاحب درجه ویراق وملیله _ـ آنکه غذایش جو است کاه وشلیله __ آن الاغ سرگردان بدنبال طویله ـ آن بی آبروی شرمناک مغرور _ آن سرسپرده خائن مزدور ـــ آن آدم ربا ودزد شرور آن بی وطن بی هویت مفلوک _ـ آن خورنده کثافت همچو خوک __آن احمق نادان خرفت کله پوک آن معجون درهم ومخلوط ـــ آن بن لادن وهیتلر وپول پوت ـ آن همیشه سرگردان دربیابان وبرهوت برچسب ها وبرخی از صفات سرکرده فرقه تروریستی ـ گرگ پیربی دندان ـ هذیانگو ـ آلوده به درد بی درمان ـ گم شده درراه سراب ـ فراری مخفی شده ـ مجسمه پلشتی وشقاوت ـ سراپا آلوده به کثافت ـ نمودار بی بدیل بلاهت ـ سرکرده کوران وکران وشلان ـ خالی از شعور ـ سهبل ( بجای کلمه اصلی ) ـ غرقه درنادانی وجهالت ـ مزدور صدام واسرائیل وامریکا ـ فرمانده طلاق ـ چکیده رذالت ودروغ ـ دزدگردنه بند ـ آب راکدگندیده ـ عاشق جنگ وخشونت ـ همیشه سرنگونی خواه ـ جفنگ باف ـ دروغزن ـ بیکاره وعلاف ـ تروریست پشیمان ـ متقاضی عفو ملوکانه ـ پهلوان پنبه ریقو ـ یابوی چموش ـ بی دانش وهوش ـ پفیوزالدنگ ـ خلافکار ـ زن ستیز ـ زنباره ـ زن دزد ـ گراززشت ـ یاوه گو وچرندباف ـ زندانبان اشرف ـ بی شرف ـ مظهرخواری وزبونی ـ سراپالاف وگزاف ـ دجال ـ اغواگر ـ سفیه ـ خل ومشنگ ـ بزدل ـ برهاد (بجای کلمه اصلی ) ـ ازتبارانیران ـ ناقص العقل ـ گوزمان ـ نقطه اوج دریوزگی ـ سرگشته توهم وخیال ـ بی سواد ومکتب گریز ـ تهی مغز ـ افسانه سرا ـ نیرنگ باز ـ ریاکار ـ جلاد ـ شکنجه گر ـ زندان ساز ـ بازیچه اوهام ـ احمق ـ نادان ـ کله پوک ـ بی وطن ـ بی هویت ـ مفلوک ـ بی آبرو ـ مغرور ـ شرمناک ـ خائن ـ وقیح ـ شرور ـ کوتوله زشت خو ـ چرکین دل ـ تشنه خون ـ عاشق مرده وگور ـ وووو... این سرکرده خائن گروه یک گروه تروریستی تحت تعقیب پلیس بین المللی قراردارد ـ این فرد متهم به صدور دستور کشتار ده ها هزار ایرانی بین سالهای ۱۳۶۰ ـ ۱۳۸۲ می باشد ............. تو درکجایی وکار جهان کجا؟ تو آنقدرحقیر ودون وپستی که که اصولا نوشتن درباره تو انسان رابه حالت تهوع نزدیک می کند ولی پول پوت تازی تبار_ آسیب دیدگی روحی _ ده ها هزارخانواده اسیران قلعه درحال فروپاشی اشرف و علاقمندی ده ها هزارنفرایرانی که فرزندانشان را درپای شهوت قدرت خواهی تو بهرقیمت ! ازدست داده اند مرا تشویق می کند دم ولحظه ای رادرمعرفی چهره واقعی تو به مردم ونسل جوان از دست ندهم ولذا تا همچون ملیونها ایرانی توودستیارانت را دردادگاه رسیدگی به جنایت های سازمان یافته نبینم دمی دست از تعریف تو جنایت کار برنخواهم داشت که این یعنی تعهد به مردم وشرافت برای بکارگیری قلم _ گمان مبرکه به پایان رسید دور مغان____ هزار باده ناخورده دررگ تاک است معرفی مریم عضدانلو قاجار درمتن آتی ... الف .مینو سپهر کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان ۲۰۰۹/۵/۱۴







Design By : Night Skin

