زنان دراسارت فرقه رجوی
کلیه متن های این دفترراتقدیم می کنم به مرجان اکبری دخترجوانی که درچنگال گشا تاپوی فرقه رجوی جان باخت
صدیقه مجاوری ونداحسینی دوزن فریب خورده وخردباخته ای که به دستور سرکرده فرقه رجوی درژوئن ۲۰۰۳ دست به خودسوزی تشکیلاتی زده وجان باختند بازخوانی یک نمایش طنز _و هشدار وتقاضای یک تلاشگرحقوق بشروزنان ازسران گروه تروریستی رجوی الف .مینو سپهر قبل از پرداختن به موضوع اصلی به این طنزتازه ونو توجه کنید _ درحالیکه ازدست گروه های ساختگی فرقه رجوی درپالمان های کشورهای اروپایی وعراق وکشورهای عربی اسلامی! هیچ کاری ساخته نبوده و نیست فرقه رجوی دست بدامن یک سرهنگ بازنشسته ارتش امریکا گردیده تا اززبان او ضمن پشتیبانی از درخواست های این گروه خواهان خروج تروریست ها ازلیست گروه های ممنوعه دولت امریکا گردد! ...................................................... پیش نوشت نزدیک به دوماه ازاستقرار پلیس ونیروهای امنیتی عراق دراردوگاه عراق جدید ( اشرف) می گذرد _ طی این مدت تبلیغات چی های حرفه ای این گروه تروریستی تمام دار وندارشان را به میدان آوردند تا شاید بتوانند با مظلوم نمایی وگریه وزاری ودعا وروضه خوانی ونشان دادن عکس های خونین قمه زده گان روز 28 جولای و با نمایش تبلیغی اعتصاب غذا ی نوبتی اندکی از افراد خود دراشرف و چندشهرجهان ضمن فریب دادن وتحت تاثیرقراردادن افکار عمومی برتصمیمات درست ومنطقی وقانونی دولت عراق اثرگذاری نمایند . ولی این تلاش ها به دلیل عدم برخورداری از پشتیبانی حقوقی وقانونی نه تنها کوچکترین نتیجه ای برای این گروه دربرنداشته است بلکه باعث موضع گیری صریح وروشن دولت امریکا مبنی برحق دولت اعراق براعمال حاکمیت برپایگاه تروریستی اشرف گردید است . کسانی که کوچکترین اطلاعی ازشرایط وتحولات جهانی داشته باشندبراین نکته متفق القول هستد که تعین تکلیف این اسارتگا بنابرقوانین بین المللی ونرم های جهانی تنها وتنها بعهده دولت عراق است لذا هیچ کشور وسازمان وگروه وجمعیتی نمی تواند دراین مورد دراین کار دخالت نموده وبرای دولت منتخب وقانونی عراق دستور العمل صادر نماید قابل ذکراست که مسئولین عراقی بارها اعلام نموده اند که برای تعین تکلیف نهایی این گروه از قوانین عراق و منشورهای شناخته شده جهانی تبعیت خواهند نمود وهرگزقصد بازگشت اجباری این اسیران به کشوری که امنیت آنها رابه مخاطره بیاندازد راندارند عکس گویایی از یکی از کسانی که درروز۲۸ جولای باقمه زنی وشکافتن سرخود نمایشگرخودزنی های فرقه رجوی دربرابرنیروهای عراقی گردید سازمانهای مدافع حقوق بشر درجهان نیز قادر به موضع گیری دراین مورد نبوده ووظیفه شان تنها درابراز نگرانی از بازگرداندن افراد مستقر دراین اردوگاه تروریستی به کشور مبدا بخاطرخطراتی که ممکنست جان این اسیران راتهدید کند نداشته وندارند ونمونه آن می توان به نامه سازمان عفو بین الملل دراین مورد اشاره نمود . تبلیغات چی های ناشی این گروه تروریستی البته درترجمه متن این نامه ها دستکاری نموده وبرخی مواقع باناشی گری خواست های خودرا غیرقانونی خود رادر آن جایگزاری می نمایند_ که نمونه ای از آن بگونه ای مستند برای سازمان عفوبین الملل ارسال گردید . نمایش نامه هایی که طی این مدت سران فراری این گروه تروریستی به صحنه آوردند یکی یکی بدلیل بی تماشاچی بودن از صحنه پائین آمد _ یکی از این نمایش های تاسف بارتکرار استفاده های ابزاری از هشتصد زن اسیر دراردوگاه اشرف می باشد _ مریم قجردروغگو وجنایتکار چهل روز پیش درکمال وقاحت وبی شرمی اعلام نمود : جان وامنیت هزارزن دراشرف درخطراست وسربازان عراقی گفته اند برای دسترسی به آنها همه مردها را قتل عام خواهند کرد! این زن بی شرم وآبرو ووقیح چنان به دره بیشرافتی ورذالت وپستی سقوط کرده که درراستای سواستفاده از این زنان هستی باخته حاظر است از وجود آنها بعنوان قربانیان خط اول به شرمگنانه ترین نوع ممکن بهره برداری سیاسی بنماید _ این زن کلاش وفریبکار نمی داند که عموم این زنان اسیر دارای خانواده هستند وچنین یاوه گویی هایی باعث ایجاد نگرانی دربین خانواده های این اسیران خواهد گردید . بهرروی این پرده خوانی مریم قاجارهم نتیجه ای نداشت وهیچکس راتحت تاثیرقرارنداد _ وآخرین نمایش برصحنه این گروه تلاش برای آزادی 36 تروریستی است که درروز 28 جولای با خنجر وشمشیر وقمه وچماق به نیروهای عراقی حمله نموده وباعث کشته ومجروح شدن تعدادی از آنها گردیده اند . گروه تروریستی رجوی که ازابتدا درخواست ها ی غیرقانونی و غیرحقوقی چند بندی را دنبال می کرد پس ازشکست درزمینه این درخواست های طویل _ اکنون خواست خودرا تا آزادی این 36 نفرکاهش داده و نمایش اعتصاب غذارا برسرانجام این آزادی متمرکز نموده است شکست کامل نمایش اعتصاب غذا ووقاحت وبی شرمی فرقه رجوی درتداوم نمایش مسخره اگر اعتصاب غذا واقعیت داشت ونمایشی نبود ازدوهفته پیش بدین سو این اعتصاب غذا باید تلفات وضایعاتی به دنبال داشته باشد چون بنابراعلام پزشکان دروغگوی فرقه رجوی درروز 5 سپتامبر حال 20 نفراز اعتصاب غذاکنندگان روبه وخامت وحالت غیرقابل بازگشت نهاده شده است ! اکنون با توجه به گذشت 14 روز از آن تاریخ باتوجه به اینکه خوش وقتانه اکنون این افراد هنوز درقید حیات می باشند نشاندهنده واقعیتی است که این نویسنده دوهفته پیش مطرح نمود وآن این بود که سران گروه تروریستی رجوی با توجه به پرونده گشوده عملیات تروریستی خودکشی تشکیلاتی درفرانسه ( سال 2003) قادر نیستند این افراد قربانی را دراین مرحله به کام مرگ بکشانند _ بنابراین این اعتصاب غذا از ابتدا شروع جنبه نمایشی _ تبلیغی داشته ـ جهت شانتاژ سیاسی علیه اقدامات قانونی دولت عراق طراحی شده و به دور از واقعیت های عملی بوده است . گرچه درهمان بررسی تحقیقی اعلام کرده وتکرار می کنم این امکان وجود دارد که سران این فرقه درتداوم تعین تکلیف نهایی این اسارتگاه همانند حوادث 28و29 جولای تعداد دیگری از اسیران رانیز به کام مرگ بفرستند .................................... نگاهی به آخرین تلاش های خنده دار و بی سرانجام تروریست ها درامریکا. نمایش کمدی دریک ونیم پرده سران گروه تروریستی رجوی پس از بی نتیجه بودن اثرات نامه های فریب کارانه به رئیس جمهور امریکا _ دبیر کل سازمان ملل و تمامی نهادهای بین المللی به سراغ لابی های اسرائیل درمجلس نمایندگان امریکا رفتند تا از طریق یک نماینده درمجلس فراخوان سفیرامریکا درعراق درمورد حال وآینده سرانجام این گروه درعراق را به پرسش بگیرند _ سفیر امریکا درعراق برای چندمین بار بعنوان موضع گیری دولت امریکا درباره این گروه را تکرار نمود که : تصمیم گیری درمورد این پایگاه بعهده دولت عراق وخارج از قدرت امریکا درعراق می باشد _ ضمن اینکه برای دل خوش کردن این لابی ها گفت : ما چگونگی برخورد با این 36 فرد دستگیرشده دروقایع را زیر نظرداریم و نگرانی خود را درمورد استرداد این افراد به کشور مبدا به دولت عراق منتقل نموده ایم _ بهرروی لابی های اسرائیلی گروه رجوی هم نتوانستند کاری برای سرانجام دلخواه سران این گروه انجام دهند تلاش های مایوسانه این گروه اما همچنان ادامه دارد وآخرین آن درخواست والتماس از سرهنگ بازنشسته ارتش امریکا بنام مورش می باشد _ این جناب مورش که گویا به دلیل دریافت هدایا درزمان خدمت درعراق بد جوری نمک گیرشده است درجمعی اعلام نمود که ایشان سازمانی بنام " ابتکار حقوق بشربرای خاور نزدیک" تاسیس کرده است که هدف اصلی این سازمان درخواست از دولت امریکا برای خط زدن نام این گروه تروریستی از لیست ممنوعه دولت امریکا می باشد! _ البته چنین تبلیغاتی برای اسیران ناآگاه وبی اطلاع فرقه رجوی و بسیچی های بی مغز وشعور ومخ آکبند آن گروه دراین وآنسو شاید همانند ما خنده دار نبوده وجدی هم گرفته شود ! ولی برای مزاح هم که شده باید از سران فراری این فرقه مذهبی تروریستی خلافکار سئوال کرد : چگونه دولت بوش که بنابر گزارش موسسه راند دریک عمل غیرقانونی ونسنجیده مدت شش سال دست نوازش به سرشما کشید ودراین راه 16 سرباز خود دردفاع ازشماراازدست داد ودرزمان وجود نئو کان های جنگ طلب درحاکمیت امریکا نه تنها هیچ اقدامی برای خروج شما از لیست تروریستی بخاطر جاسوسی وخوش خدمتی درعراق انجام نداد بلکه همانند دولت های گذشته همچنان بر منگنه ماندن شما دراین لیست مهر تائید زد _ حال باتوجه به وجود دموکرات ها درحاکمیت آن کشور واعلام گفتگوی بدون شرط با رژیم حاکم برایران چگونه ممکن است یک سرهنگ بازنشسته درتلاش برای خروج شما از لیست تروریستی ( جایی که درخورشماست) موفق گردد؟ خلاصه گرچه نمی توان حدث زد تاسیس این سازمان جناب مورش برای این گروه تروریستی چقدر هزینه داشته است ولیکن باید گفت چنین تیرانداختن ها درتاریکی هم ثمری برای این گروه تروریستی دربرنخواهد داشت ..................... هشدار ودرخواست این نویسنده ... قابل توجه سران فراری گروه تروریستی ازهم پاشیده ومنزوی ومطرود رجوی (عمان ـ اردن وپاریس ـفرانسه ) بنده بعنوان یک تلاشگرحقوق بشر وزنان که از نزدیک شاهد نگرانی خانواده های برخی ازافراد اسیردرعراق هستم به شما هشدارداده وتوصیه می کنم ... هشدار : شما مسئول مستقیم هرنوع آسیب رسانی به جان این اسیران از جمله افرادی که دروقایع اخیربه قتل رسیده و یا دستگیرشده اند می باشید و درفرداهای بی تردید حسابرسی دقیق باید جوابگوی این جنایات خود باشید توصیه : شما درهمه زمینه ها شکست خورده اید _ این شکست ازسال 1350 شروع شده ومدت 38 سالست تداوم یافته است _ بنابراین پرونده سنگین عملیات تروریستی شمادر30 سال اخیر موجودیت شمارا درجایگاه تنفر و بیزاری ایرانیان ثابت نموده است _ سعی کنید دراین آخرین مراحل از هم پاشیدگی گروه منفور وبدنام خود لختی بخود آئید و دست از این اقدامات ابلهانه وبی نتیجه برداشته و از حالت تخاصم بادولت عراق خارج شوید شما هیچ راهی جز تسلیم شدن ـ زانوزدن وشروع گفتگو با دولت قانونی عراق جهت سرانجامی خوش برای این هم میهنان اسیرهستی باخته ومورد دستبردذهنی قرارگرفته ندارید. بنابراین یک بارهم که شده دست از توهمات مالیخولیایی خود بردارید و رخداد های باشتاب زمان را آنگونه که هستند ونه آنگونه که در جهان بینی قوطی کبریتی شما شکل گرفته است ببینید بیائید باگفتگو بادولت عراق راه رابرای خروج این اسیران ازاین کشور ناامن بگشائید _ وبا انتقال آنها به جامعه آزاد باردیگرشوق زندگی رادراین افراد زنده نمائید. اکنون خانواده های بسیاری مشتاق دیدن این افراد هستی باخته وفراموش شده هستند _ بیائید به تمنای مادران وپدران مسن که درآستانه کهن سالی ومرگ آرزومند دیدار فرزندانشان هستند پاسخ داده و تمامی تلاش خودرا صرف خرسندی این افراد بنمائید _ باور کنید شما هیچ جایگاه وپایگاهی درمیان مردم ایران ندارید و بنده برای ثبت درتاریخ درهمین جا می نویسم که باتوجه به تاریخچه ضدمردمی وننگین وپرونده سنگین شما حتی جنازه متعفن شما دراین قدوقواره آلوده به جنایت وخیانت بخاک ایران زمین نخواهد رسید _ دراین حقیقت شک نکنید که هم اکنون ده ها هزار دادنامه و کیفرخواست علیه شما دردست بیشمارخانواده هایی است که عزیزان خود را درراه رودررویی بی سرانجام شما با رژیم ایران از دست داده ویا کسانی که توانسته اند ازفرصت های بدست آمده باهشیاری استقاده نموده واز چنگال خونین شما بگریزندوجود دارد _ شما مدعی بسیار دارید وآینده تیره وتاری درانتظارشماست _ بنابراین این مهلت استثنایی را از دست نداده ودست کم درعمر سراسربطالت خود یک عمل شایسته ونیکو انجام دهید.. این اسیران سرانجام دیر ویازود آزاد شده وبه آغوش خانواده های خود باز خواهند گشت _ بنابراین بیائید بایک تصمیم خردمندانه دراین راه پیشگام شده ودرپروسه آزادی این اسیران تسریع بعمل آورید مطمئن باشید چنین اقدامی ازجانب شما طبعا ازنظربلند مردم ایران دور نخواهد ماند وشاید درفرداهای آزادی این مرزوبوم از چنگال رقیبان شما درمسند قدرت ودرزمان حسابرسی _باعث تخفیف درکیفرجنایات بیشمارشما طی این سه دهه گردد . من این دوحرف نوشتم چنانکه غیرنداند توهم زروی کرامت چنان بخوان که تودانی سحر آزادی اسیران گشتاپوی فرقه رجوی نزدیک ترشده است _ باافزودن به تلاش خود این زمان فرخنده را نزدیک تر کنیم....... الف .مینو سپهر _ نویسنده _ پژوهشگر وتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/09/20 جنازه سوخته یکی ازفریب خودرگان گروه رجوی که درمرداد ۶۷ درعملیات صدام ـ رجوی وحمله به ایران جان باخت. نگاهی به زمینه های کشتارزندانیان سیاسی درسال 67 و نقش گروه تروریستی مجاهدین دراین جنایت هولناک الف .مینو سپهر به یاد همه جان باختگان _ معلولین واسیران جنگ بوِیژه سربازان مدافع میهن که درحمله صدام به ایران بوِیژه آنانکه درهجوم مشترک صدام ورجوی مزدور درمرداد 67 جان باختند تا خائنین به مردم ایران را با خفت وخواری و شکست به فرار کشانند. پیش نوشت شاهد دهه شصت. دهه شصت دهه ایست خونبار که درباره آن هرچه بنگاریم کم است _ دراوائل دهه شصت گروه تروریستی رجوی که در فاز نظامی با عدم مقبولیت عامه روبرو شده بود وحاظر نشده بود به قوانین تن درداده واندک اسلحه های مسروقه خوررا تحویل دهد دریک موضع گیری خائنانه وضد ملی اعلام کرد : فاز سیاسی تمام شده وما وارد فاز نظامی شده ایم _ اعلام فاز نظامی درزمانی انجام شد که مجلس بدستور آقای خمینی طرح عدم صلاحیت رئیس جمهور بنی صدر را دردستور کاری خود داشت _ آقای بنی صدر که درتله رجوی خائن گرفتار شده بود دراین شرایط پس از عزل از مقام فرماندهی کل قوا مجبورشد درخانه های تیمی گروه رجوی پنهان گردد _ درروز سی خرداد _ درحالیکه برکناری بنی صدر آخرین مراحل خود را پشت سرمی گذاشت _ گروه تروریستی رجوی طرفدارانش را برای یک راه پیمایی از دانشگاه تهران درپشتیبانی از آقای بنی صدر سازماندهی وبحرکت درآورد _ ولی این را ه پیمامی درنزدیکی میدان فردوسی با مانع نیروهای امنیتی مواجه گردید _ نیروهای امنیتی درابتدا سعی نمودند که راه پیمایان را با استقاده از ماشین های آبپاش متفرق نمایند _ که چنین نشد وتظاهرکنندگان با نیروهای امنیتی درگیرگردیذند _ آنگونه که بعدها مشخص شد طرح این راه پیمایی باهدف درگیری با نیروهای امنیتی ترسیم شده بود . بهرروی درگیری بین طرفین چند ساعت بطول انجامید و با دستگیری تعدادی از تظاهر کنندگان به پایان رسید واین مقدمه ای بود برای آغاز درگیری گسترده بین طرفین که از سی خرداد شروع و تا اواخرسال 63 درابعاد مختلف ادامه داشت _ سرکرده خائن گروه رجوی پس از شروع درگیری با به همراه تنی چند از نزدیکانش به اتفاق آقای بنی صدر از ایران گریخت .. همزمان با شروع عملیات تروریستی گروه رجوی و بخشی از سازمان چریک های فدایی (اقلیت) _ رژیم ج.ا هم دستگیری اعضا وفعالان و طرفداران این گروه ها را آغاز نمود _ چنین دستگیری های گسترده به مرور شامل همه احزاب _ گروه ها وسازمانهایی گردید که از دراین درگیری ها نیز نقشی نداشتند _ همزمان با دستگیری های گسترده محاکمات شتاب آلود نیز شروع گردید _ درواقع رژیم ج .ا . دستگیرشده گان را درموقعیتی قرار می داد تا بین پشیمان شدن ( توبه ) وهمچنان بر سرموضع ماندن یکی را برگزینند وطبعا کسانی که ازسر احساس ونادانی برمواضع خصمانه از تروریست ها پشتبانی می نمودند به اعدام محکوم می شدند . درهمین راستا تعدادی از دستگیر شده گان که عموما جوان وفاقد آگاهی بودند وبر مواضع خود پای می فشردند جان خود را از دست دادند _ بنابراین بنا برخاطرات زندانیان آزاد شده : کلیه کسانی که از طی سالهای دهه شصت از مرگ رهایی یافتند از اعمال خود اظهار پشیمانی نموده وتوبه نامه امضا کرده اند _ گرچه گروهی از زندانیان آزاد شده آن سالها تلاش می کنند این حقیقت توبه کردن را انکار نمایند ولی چننین ادعایی نوعی فرار از واقعیت وپنهان کاری ودروغگویی به شما ر می رود وواقعیت ندارد . قبول اشتباه واعتراف و پشیمانی دستگیرشدگان شروع مراحل بعدی محاکمه این افراد بود _ مدت محکومیت این افراد با توجه به نوع وضعیت وتلاش سیاسی آنها بین 5 تا 10 سال زندان متغیر بود . طی سالهای 60 _ 63 ده ها هزارنفر از فعالان سیاسی دستگیر وبه مرگ وزندان محکوم گردیدند_ گرچه از تعداد محکومان به مرگ هنوز آماری دقیقی دردست نیست ولی گمان میرود درصد کمی از دستگیرشدگان به اعدام محکوم شده باشند _ نتیجه اینکه اقدام خائنانه وجنایتکارانه سرکرده خائن گروه تروریستی رجوی دردرگیری با رژیم نه تنها کوچکترین نتیجه ای دربرنداشت بلکه فرصت مغتنمی دراختیار رژیم اسلامی قرارداد تا کلیه سازمان ها _ احزاب و تشکل های قدیمی وهم چنین برخاسته از متن رخدادهای 57 را ازهم پاشیده وبه نابودی کشاند . گروه تروریستی خائن رجوی درواقع بعنوان یک گروه خشونت گرا دردهه شصت بهانه ساز ریشه کنی نهال های تازه رسته دموکراسی درایران توسط رژیم اسلامی گردید _ خیانت این گروه در پروسه مبارزاتی مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی وآزادی بسیار فراتر وعمیق تر از اقدامات حزب توده زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق به شما میرود که بایستی توسط محققان وپژوهشگران تاریخ مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد . بازشناختی وزمینه شناسی کشتار 4450 زندانی سیاسی در شهریور 1367 کشتار زندانیان سیاسی درسال 67 اقدامی ضدانسانی محسوب گردیده ومحکوم ومردود است _ این اقدام خشونت بار را نه می توان انکار ونه ابعاد آنرا پنهان نمود و امید است درآینده یک کمیته حقیقت یاب تمامی ابعاد این فاجعه انسانی درزندانهای ایران را مورد تحقیق وبررسی قرار داده وزمینه سازان _ عوامل و مباشران این جنایت را به پای میز محاکمه بکشانند. روایت چگونگی پیدایش زمینه های کشتار بخشی اززندانیان سیاسی درسال از زبان دو زندانی سیاسی سابق آقای محمود میم _ فعال گروه فدایی خلق ( اقلیت ) دستگیری درسال 1361 ( عضویت دریک گروه ترور )_ محکومیت اولیه اعدام _ پس از امضای توبه نامه 12 سال _ مدت تحمل زندان 8 سال _ آزادی سال 1369 . بنا بر خاطرات ایشان _ در اوائل مرداد 1376 خبرهایی وارد زندان شد مبنی براینکه سازمان مجاهدین وارد خاک ایران شده وشهرهای ایران را آزاد کرده ورو به سوی تهران دارند! _ قبول چنین خبری گرچه برای اکثریت افراد بند با تردید روبرو بود ولی دوازده نفر اعضای مجاهدین این خبر را کاملا جدی گرفته وشروع به دادن شعار کردند _ آنها خیلی خوشحال بودند بطوریکه شب دربند جشن برپا نمودند _ بنابرتحلیل ما بچه های طیف چپ چنین خبری شایعه تلقی گردید زیرا ما بدین نتیجه رسیدیم که درزمان قبول آتش بس از جانب ایران وعراق این اقدام اگرچه برپایه واقعیت استوار باشد موفقیت آمیز نخواهد بود بنابراین جشن آنها را مورد پشتیبانی قرار نداده وبا نوعی ظن از آن فاصله گرفتیم _ دوروز بعد این افراد رااز بند ما جدا کرده وبه مکانی دیگر منتقل نمودند _ من تا پایان طی دوره زندان خود از این افراد اثری وخبری دریافت نکردم _ من شاهد زنده بوده وهستم که افرادی که درسال 67 اعدام گردیدند قربانی خیال بافی های مسعود رجوی شدند و عملیات بی ارزش فروغ درواقع ازبین زندانیان قربانی هایی چند گرفت _ دوباره دادگاهی شدن این افراد زود باور وسطحی نگر ومرگ آنها بدون تردید با تحرکات مجاهدین درمرداد شصت رابطه تنگاتنگ وعلت ومعلولی دارد. خانم مریم سین _ فعال گروه فدایی خلق (اقلیت ) _ دستگیری درسال 1362 (مسئول یک تیم ترور ) _ محکومیت اولیه اعدام _ پس از امضای توبه نامه 7 سال زندان _ مدت محکومیت گذرانده 5 سال آزادی مهرماه 1367 ونامبرده اظهار میدارد : پس از دستگیری بنده درحال وهوای گرم شوروحال مبارزه درابتدا از نوشتن توبه نامه امتناع نمودم وبهمین دلیل دریک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم شدم _ فردای روز دادگاه به خانواده من خبردادند که برای دیدار آخرین به ملاقات من بیایند _ درزمان ملاقات مادر وبرادر من بامن بسیار سخن گفتند ومرا از مرگی که درچشم انداز من بود برحذر داشتند _ مادر گریه می کرد ومی گفت : درست فکر کن جانت درخطراست وفقط به این مسئله بیاندیش که برای چه می خواهی به پیشواز مرگ بروی ؟ سخنان واشک های مادر مرا به فکر برد ودرهنگام خداحافظی به آنها گفتم : سعی خواهم کرد _ آنشب خواب درستی نکردم وبه این می اندیشیدم که اکنون کدام تصمیم بهتراست _ مرگ ویا بریدن _ درنزدیکی های صبح بدین نتیجه رسیدم که مقاومت بیهوده است وصبح به مسئولین زندان گفتم : من اشتباه کردم _ توبه نامه را امضا خواهم کرد _ واو گفت باید دراین باره با مسئولین صحبت کنم _ عصرفردا مراصداکردند و توبه نامه را جلویم گذاشتند ومنهم امضا کردم _ بعد به من گفتند : پرونده ات را به قم می فرستیم _ چندروزی طول کشید _ نوعی دلهره داشتم _ چهره مادرم رابا لبخند رضایت درچشم انداز خود می دیدم _ سرانجام بعد از چند روز تاریخ دادگاه را بمن اعلام نمودند _ دردادگاه حرفی برای گفتن نداشتم وبه اشتباهات خود اعتراف نمودم _ نتیجه اینکه به هفت سال زندان محکوم گردیدم _ دراواخر پنجمین سال زندان درمرداد 67 خبری زبان به زبان دربند بوسیله دونفر از دختران مجاهد رانده می شد : مجاهدین وارد ایران شده اند ومشغول آزاد سازی شهرها یکی پس از دیگری هستند _ دختران خیلی خوشحال بودند من باور نمی کردم _ دیگر آن شور پنج شش سال پیش درمن نبود احساس می کردم با واقعیت ها باید بیشتر کنار آیم _ یکی از این دختران زهره بود _ او برخلاف ناباوری من همچنان اصرار بر واقعی بودن خبرداشت ! _ بمن گفت : خوشحال نیستی؟ داریم آزاد می شویم _ همراه ایران ! _ ومن درجواب به اوگفتم : دروره ماجراجویی من تمام شده _ من بالاخره آزاد می شوم _ ولی چنین خبری را نمی توانم باورکنم _ شدنی نیست _ جنگ تمام شده _ صدام هم خواهان پایان جنگ بود وبنابراین فکر نمی کنم این آتش دوباره زیرورو شود_ زهره کمی ناراحت شد وگفت : شما چپ ها هنوز مجاهدین را نمی شناسید! _ متاسفم وبا ناراحتی از من دورشد _ شب دربند زهره ودونفر دیگرازبچه های مجاهدین شعار می دادند _ هیچ کس دیگری با آنها همراهی نکرد _ فراد زهره ودوست همفکرش را ازماجدا ومنتقل کردند _ من تاپایان محکومیت هیچ خبری اززهره نشنیدم _ پس از آزادی _ بوسیله دوست مشترکی که با خانواده زهره مرتبط بود از اوخبر گرفتم : اوگفت : متاسفانه زهره را دوباره دادگاهی کردند واین بار به مرگ محکوم شد _ زهره اعدام شد _ شنیدن این خبر برایم بسیار درد آور بود چراکه اخبار چنین حکایت می گرد که مجاهدین درپشت تنگه چارزبر متلاشی شده و افراد بجامانده دوباره به عراق گریخته بودند _ باخود فکرکردم _ زهره وزهره هایی که بنابراین توهم گرایی ها وخوشخیالی ها قربانی شدند چه قربانیان ساده اندیشی بوده اند اعدام افرادی چون مرضیه بدون تردید نتیجه حمله مجاهدین درمرداد 67 بود واینها نمی توانند هیچگاه از مسئولیت خود در زمینه سازی این کشتار شانه خالی کنند . نتیجه : بنابرشواهد زنده وموجود نامبرده بالا که آماده اند درهردادگاه وکمیته تحقیقی دراینمورد شهادت دهند وگواهی هزاران زندانی آزاد شده دهه شصت _ که از این کشتارجان سالم به دربردند بدون تردید رابطه نزدیک سیستماتیک وتنگاتنگی بین عملیات خائنانه و شکست خورده فروغ با کشتار 4450 زندانی سیاسی درشهریور67 وجود دارد و رژیم ایران به تلافی هزاران سرباز کشته شده درحمله صدام _ مجاهدین درمرداد 67 به خاک ایران دستور دادگاه مجدد برای این افراد صارد کرد وآنها را که علیرغم امضای توبه نامه همچنان براشتباه محاسبه خود پای فشردند به مرگ محکوم نمود _ بنابراین برای شکستن جو تبلیغات گروه تروریستی رجوی وقلم به مزدان و نا آگاهانی که فریب القائات وتبلیغات این فرقه را خورده واین پیوند را نا آگاهانه ویا متعصبانه انکار می کنند باید براین واقیعت ها پای فشرد که : یکم _ کشتار چندهزار زندانی سیاسی درسال 67 یک عمل ضدانسانی وجنایتکارانه می باشد که باید تمامی زمینه سازان ( سرکردگان فرقه رجوی ) _ عوامل وآمرین ومجریان آن دریک دادگاه رسیدگی به جنایات تاریخی مورد بررسی قرار گیرد. دوم _ کشتار زندانیان سیاسی درسال 67 برخلاف تبلیغات گروه تروریستی رجوی قتل عام ! نیست چرا که بنا بر آمار های موجود درآن سال بیش از بیست هزارنفر از دستگیرشدگان دهه شصت درزندان بسرمی برده اند که تنها حدود یک چهارم آنها اعدام گردیده اند . سوم _ هرگونه تحلیل _ بررسی _ پژوهش _ کنکاش دراین رخداد تلخ بدون درنظرگرفتن نقش زمینه سازی گروه رجوی مغرضانه ویا تحریف وپنهانکاری بخشی از واقعیت بحساب می آید چهارم _ کسانی که سعی می کنند این بخش مهم از این رخداد ناگوار( زمینه سازی کشتار )راسانسورنمایند درحقیقت به نوعی از جو ترور وتروریسم دهه شصت که منجر به کشته شدن ده ها هزار نفر از هم میهنان ماگردیده است خواسته ویا از سرنا آگاهی پشتیبانی می نمایند چهارم _ دراین کشتار افراد دیگری نیز از گروه های دیگر قرار داشته اند که جملگی باساده نگری درجشن آزادی دروغین مرداد ماه 67 گروه تروریستی رجوی درزندان ها شرکت نموده اند پنجم _ برخلاف ادعای دروغین برخی از زندانیان آزادشده این جنایت از پیش طراحی شده نبوده و انجام آن ارتباط مستقیم با عملیات صدام _ رجوی درمرداد 67 دارد _ قرینه ونزدیکی علملیات احمقانه گروه مزدور رجوی ( مرداد 67 ) و کشتار زندانیان درشهریور 67 بهترین دلیل این مدعاست درپایان به آنهائیکه سعی می کنند فریب تبلیغات دروغین فرقه رجوی خورده و اراجیف آنها را تکرار کنند یا آوری می کنم که ده هاهزار زندانی سیاسی آزاد شده هم اکنون درایران زندگی می کنند که هریک می توانند شاهد زنده ای بر چگونگی این ماجراباشند _ بنابراین سعی نکنید از تریبون های بدست آورد دربرون مرز یاوه های گروه رجوی رادوباره خوانی کرده وحقایق راانکار کنید امیدوارم درآینده نزدیک یک گروه مستقل تحقیق تشکیل گردد ویک باربرای همیشه این رخداد تلخ را آنگونه که اتفاق افتاده وبدون سانسور وکم وکاست به اطلاع نسل جوان امروز ایران برساند . دستان خون آلود فرقه خائن وتروریستی رجوی همانتد واپسگرایان مذهبی دررخداد های سی ساله اخیر ایران کاملا نمایان است وهرکس سعی کند آنرا انکار نماید بقول برشت : یا نادان است ویا خیانتکار الف .مینوسپهر _ نویسنده _ پژوهشگر وتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/09/14



Design By : Night Skin


